زين العابدين شيروانى

310

بستان السياحه ( فارسي )

مضافات اوست به‌غايت معمور و اكثر مشتهياتش موفور است هوايش بد و آبش وسط و مردمش اكثر هندوان و ديكر مسلمان و ديكر اهل ايمانند حصير بىنظير در آن ديار مىبافند كه منحصر بدانجاست و سپر بسيار ممتاز از پوست ماهى مىسازند كه صد مثقال طلا بيع و شرا مىشود و عود قمارى اعلى در آنجا بسيار است آن شهر در زمين هموار واقع و اطرافش واسع است و در يك‌منزلى داكه اتّفاق افتاده ذكر سلامه قصبه‌ايست خوش علامه از قصبات يمن و چهار قريه معموره مضافات اوست مسكن قوم اشراف و اكثر ايشان زيدىمذهب و همكى قوم عربند ذكر سمرقند شهريست دل‌پسند آبش خوش‌كوار و هوايش سازكار خاكش حسن‌خيز و زمينش طرب‌انكيز از اقليم پنجم طولش از جزاير خالدات قب و عرضش از خط استوى له وى را كرشاسف بنا نهاد بعد از مدّتى خراب شد آنكاه كشتاسب ساخت و اسكندر رومى وسعت داد بعد از آن شمر نام از نسل تبّع يمنى بعلّت خصومت اهل آن ديار آنجا را خراب نمود و عمارات آن ديار را بركند بعد از آن آن شهر را شمركند خواندند بالاخره شين را بسين مبدّل كرده سمركند كفتند و عرب كاف را معرّب نموده سمرقند خواندند قديم الزّمان سيّما در ايّام دولت تيموريان به‌غايت معمور و همه مشتهياتش موفور بود بمرور دهور و كرور شهور روى به خرابى نمود اكنون تقريبا هفت‌هزار خانه در اوست و نواحى معموره و قراى مشهوره مضافات اوست از آن جمله بلوك سغد از كثرت باغات و بسيارى آب روان او را از جنّات اربعهء جهان كفته‌اند و شهر سمرقند باغات بسيار و بساتين بيشمار دارد و ميوهء سردسيريش فراوان و حبوب و غلّاتش ارزان مردمش اكثر حنفىمذهب و فارسىكوى و ديكر ترك‌زبان و عموما غريب‌نواز و مهربانند و قليلى شيعهء اماميّه است حاكمش از جانب والى بخارا مقرّر است ارباب فضل و كمال و اصحاب وجد و حال از آن ديار بسيار برخواسته و به زيور كمالات صورى و فضائل معنوى آراسته‌اند من جمله شمس الدّين حكيم سوزنى مريد حكيم سنائى و خواجه محمّد مريد سيّد محمّد نوربخش و امير معزّى شاعر و عروضى فاضل و معين الدّين اشرفى شاعر ماهر از آنجا بوده‌اند و جمعى كثير از علماى اهل سنّت و جماعت از آن ديار ظهور نموده‌اند كه ذكر همه طول دارد ذكر سمنان شهركى است خرّم‌بنيان طولش از جزاير خالدات فح ما و عرضش از خطّ استوى لوما از بناهاى طهمورث ديوبند و هوايش خاطرپسند و آبش كوارا و خاكش رغبت‌فزاست قرب دو هزار باب خانه در اوست و نواحى چند مضافات اوست در زمين پست و بلند واقع و جوانب اربعه‌اش واسع از اقليم رابع است اكثر فواكه سردسيريش ممتاز است سيّما انجير و مويز و بادام و فستق و انار آنجا بامتياز است بزركى فرموده كه چون شعر سلمان و انار سمنان در عالم نيست مردمش همكى شيعىمذهب عموما از معالم مردمى دورند و از محاسن انسانى مهجور كويند اشخاص خوب دارد امّا راقم مشاهده نكرده در زمان سلف ارباب وجد و حال و اصحاب فضل و كمال از آنجا ظهور نموده‌اند من‌جمله ابو المكارم احمد علاء الدّوله بن ركن الدّوله بيابانكى صاحب تصانيف كثيره از آنجا بوده از آن جمله كتاب عروه و تفسير از تاليفات اوست و او مريد شيخ نور الدّين عبد الرّحمن مزدقانى است رحمة اللّه عليهما و در مسئلهء وحدت وجود ميان عبد الرزّاق كاشانى و آن جناب كتابت چند ردّ و بدل شده در ضمن احوال كاشان مذكور خواهد شد مولانا قاضى نور اللّه شوشترى در مجالس المؤمنين و در ذكر احوال شاه قاسم فيض‌بخش بن سيّد محمّد نوربخش كه او مريد خواجه اسحاق ختلانى است كفته كه سلطان حسين بايقرا والى خراسان التماس رخصت آمدن شاه قاسم را از سلطان يعقوب كه والى عراق و آذربايجان بود نمود كه شايد به بركت دم و قدم حضرت شاه قاسم از آن مرضى كه او را در آن ولا طارى شده بود شفا يابد و جهة تحصيل رخصت قصبهء سمنان را كه از نفايس قصبات خراسان بود بسلطان يعقوب پيشكش نمود و چون شاه قاسم بصحبت سلطان حسين ميرزا رسيد و به بركت قدوم او سلطان از آن مرض خلاص كرديد او را و بيكم حرم او را ارادتى عظيم به خدمت شاه قاسم به هم رسيد تا آنكه قصبهء بيابانك را سيورغال شاه تعيين نمودند و همواره در تعظيم و تكريم او نهايت مبالغه مىنمودند فقير كويد كجايند آن درويشان كه جهة رخصت ايشان قصبهء سمنان را بوالى عراق و آذربايجان پيشكش مىكنند و براى آسايش آنها قصبهء بيابانك را سيورغال مىدهند تا مشاهده نمايند كه در روزكار ما با اهل عرفان و زمرهء درويشان چه مىكذرد و خاص و عام و فرقهء حكّام به اذيّت و آزار صاحبدلان چكونه كمر بسته‌اند بيت كر بكويم شرح آن بىحد شود * مثنوى هفتاد من كاغذ شود ذكر سماوات ناحيه‌ايست بهجت‌آيات از نواحى بغداد و مشتمل است بر مواضع خوب و مزارع مرغوب مسكن طوايف خزّاعى است همكى شيعىمذهب و قوم عربند وى در دو منزلى كوفه اتّفاق افتاده و جوانب اربعهء آن به‌غايت كشاده است و سمت مشرق وى شطّ فراتست زنان سماوات بحسن و جمال مشهور و به صباحت منظر و ملاحت پيكر مذكورند ذكر سنّار بر وزن زنّار كشوريست از سودان و محتويست